العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
130
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
در دست و پا هر دو ، و اگر مخالف هم باشند آن را شكال مخالف خوانند ، و گفتند شكال سفيدى دو پا است ، و گفتند : در دو دست . علماء گفتند : آن را بد داشته چون مانند اسب زنجير بسته است ، و گفتند : شايد آن را تجربه كرده و نجيب نبوده ، يكى از علماء گفته اگر با اين وضع پيشانى سفيد باشد بدى ندارد ، چون مانندى آن از ميان برود . نسائى روايت كرده كه پيغمبر پس از زنان چيزى را بيشتر از اسبان دوست نميداشته ( و سندش خوبست ) و ثعلبى بسندش از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله روايت كرده كه هيچ اسبى نيست جز هر سپيده دم به او رخصت دهند كه دعا مىكند « بار خدايا مرا بهر آدميزاده دادى محبوبتر مال و خاندانش نزد او بسازم » و در طبقات ابن سعد است : بسندش از غريب ملكى ( عريب به عين بىنقطه تصحيح شده ) كه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله پرسيدند از قول خدا تعالى « آنان كه هزينه نهند مال خود را در شب و روز - تا - آخر آيه - 274 - البقره » چه كسانى باشند ؟ فرمود : اسب دارها سپس فرمود : آنكه هزينه باسب دهد ، چون كسى است كه به دو دست صدقه دهد پيوسته ، و بول و سرگين آن اسبها در قيامت چون مشك پاك است ( 1 : 223 - حياة الحيوان ) و گفت : فرس هر گونه اسب است و مؤنث بحسابست و ابن جنى و فراء فرسه آوردند و تصغيرش را فريس ، و گفتند ماده اسب فرسه باشد و از معنى درندگى است چون در دويدن تند زمين را به درد ، و فارس سوار بر اسب باشد چون لابن و تامر بمعنى دارنده شير و خرما ، و ابو داود و حاكم از ابى هريره آوردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله ماده اسب را فرسه ميناميد . ابن سكّيت گفته : فارس سوار حيوان سمدار است اسب باشد يا استر يا خر ، و اسب مانندتر حيوانى است بآدمى چون شرف نفس و علو همت دارد ، عرب پندارند وحشى بود و نخست كس كه آن را رام كرد و سوارش شد اسماعيل عليه السّلام بود و